ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )
16
الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )
چون پدرشان بدان حال ( منتسب بدشمن كه نصر باشد ) بود و طمع و اميد بتقرب آن دستگاه نمانده بود زيرا پدرشان منشى نصر بود . آنها بعقايد زيديها معتقد شدند و بخاندان حسين ( بن على ) گرويدند و اميدوار شدند كه زيديها در آينده داراى دولت و مقام خلافت بشوند . داود ملازم و مصاحب ابراهيم بن عبد اللّه بن حسن شد . او و برادرانش به او گرويدند و با او قيام كردند . چون ابراهيم كشته شد منصور آنها را تعقيب و يعقوب و على ( بن داود ) را دستگير كرد و بزندان سپرد . چون منصور درگذشت مهدى هر دو را آزاد كرد . حسن بن ابراهيم نيز در زندان بود و يعقوب بسبب حسن چنان كه گذشت بخليفه رسيد ( گزارش فرار او را داد ) گفته شد : او بسبب جاسوسى ضد آل على مقرب گرديد . اندك اندك كار او بالا گرفت تا وزير شد . مهدى مىگفت : من در خواب كسى را بصفت يعقوب ديده بودم كه به من گفته شد او را وزير خود كن من همچنين كردم . چون او را در بيدارى ديدم و دانستم او همان كسى بود كه در خواب ديده بودم و من او را بوزارت گماشتم . چون بوزارت رسيد زيديها را از هر طرف گرد آورد و به كارهاى شرق و غرب گماشت و امور خلافت را به آنها سپرد . براى همين بود كه بشار چنين گفت و سرود : بنى اميه هبوا طال نومكم * ان الخليفة يعقوب بن داود ضاعت خلافتكم يا قوم فالتموا * خلافة اللّه بين الزق و العود يعني اى بنى اميه بيدار شويد كه خواب شما بدرازا كشيد . بدرستيكه خليفه يعقوب بن داود است خلافت شما اى قوم گم شده است هان آن را ميان نى و عود جستجو كنيد ( كه بنى العباس سرگرم طرب هستند و كارها را بيعقوب سپردهاند ) موالى ( ياران و پيوستگان ) مهدى بر او رشك بردند و سعايت و تفتين كردند بمهدى گفتند كه شرق و غرب در دست يعقوب و ياران يعقوب است همين قدر بس است كه به آنها بنويسد و آنها خواهند شوريد و او دنيا را براى اسحاق بن فضل خواهد گرفت ( خلافت را به او